گاه برای انسان در زنگی موقعیتی پیش می آید که گزینه های زیادی را برای انتخاب ندارد باید بین بد وبدتر یکی را انتخاب کند !
گاه انسان چیز دیگری را می خواهد اما برایش امکان پذیر نیست !!
شاید نباید گفت (گاه ) شاید باید گفت همیشه زیرا که در دنیایی که امام زمانش غایب است هرگز گزینه بهتری وجود نداشته باشد .
نمی دانم شما چه اعتقادی دارید ...
نمی دانم شما چه نظری دارید...
اما زمانه به خوبی به من آموخته که گاه برای رسیدن به قله باید مسیری سخت را پیمود ...
مسیری که می دانی خیلی از چیزها را از دست می دهی
و
می دانی که گزینه دیگر یعنی سعود نکردن
اصلا بگذارید طور دیگر بگویم گاهی وقتها کاری رو می خوای انجام بدی یا حرفی بزنی
از اینکه درسته مطمئنی واز اینکه حتما باید انجام بشه هم مطمئنی
اما....
اینم می دونی که اگه انجامش بدی اطرافیانت تو رو رها می کنند و بارها مورد سرزنش اونها قرار می گیری
حالا باید انتخاب کنی یا باید انجامش بدی وتموم تنهایی رو، سختی هارو، تحمل کنی
ویا
اینکه انجامش ندی و گوشه اطاقت همیشه خودتو سرزنش کنی .......
من فکر می کنم تحمل سرزنش دیگران خیلی راحت تر از اینه که خودت خودتو سرزش کنی !!
من می خوام که این کارو انجام بدم
چون همیشه هر وقت حرکت می کنم توجهم به اطراف کمتر می شه بی وفایی هارو کمتر می بینم اما اگر بشینم بیشر می بینم و
وقتی که ببینم با اینکه مثل اونها رفتار کردم،
به خاطر اونها بزرگترین اشتباه زندگیمو کردم وبازاونها بی وفایی می کنند ...
چیزی که ازش مطمئن هستم چو نکه قبلا به من ونیاکانم ثابت کرده اند که اونها زندگیشونو بر اساس بی وفایی بنا نهاده اند نابود خواهم شد.
پس من محبت ظاهریشونو نمی خواهم .
پس من می رم
میرم وانجامش می دم
می رم نه برای اینکه چیزی رو به کسی یا حتی به خودم ثابت کنم
می رم انجامش بدم تا همیشه به خودم بگم من درست ترین کار رو کردم حالا یا آخرش خوب تموم می شه یا بد
اما حداقلش اینه که
من مثل بقیه زیر کولر خونم نشستم تا سرنوشت به سراغم بیاد
من
میرم تا بهترین هارو برای خودم رغم بزنم شاید که بعضی از خوبها رو از دست بدم اما من برای به دست اوردن بهتر از اونها حتما ............حتما ......تلاش خواهم کرد........
شما چی ؟
گاه انسان چیز دیگری را می خواهد اما برایش امکان پذیر نیست !!
شاید نباید گفت (گاه ) شاید باید گفت همیشه زیرا که در دنیایی که امام زمانش غایب است هرگز گزینه بهتری وجود نداشته باشد .
نمی دانم شما چه اعتقادی دارید ...
نمی دانم شما چه نظری دارید...
اما زمانه به خوبی به من آموخته که گاه برای رسیدن به قله باید مسیری سخت را پیمود ...
مسیری که می دانی خیلی از چیزها را از دست می دهی
و
می دانی که گزینه دیگر یعنی سعود نکردن
اصلا بگذارید طور دیگر بگویم گاهی وقتها کاری رو می خوای انجام بدی یا حرفی بزنی
از اینکه درسته مطمئنی واز اینکه حتما باید انجام بشه هم مطمئنی
اما....
اینم می دونی که اگه انجامش بدی اطرافیانت تو رو رها می کنند و بارها مورد سرزنش اونها قرار می گیری
حالا باید انتخاب کنی یا باید انجامش بدی وتموم تنهایی رو، سختی هارو، تحمل کنی
ویا
اینکه انجامش ندی و گوشه اطاقت همیشه خودتو سرزنش کنی .......
من فکر می کنم تحمل سرزنش دیگران خیلی راحت تر از اینه که خودت خودتو سرزش کنی !!
من می خوام که این کارو انجام بدم
چون همیشه هر وقت حرکت می کنم توجهم به اطراف کمتر می شه بی وفایی هارو کمتر می بینم اما اگر بشینم بیشر می بینم و
وقتی که ببینم با اینکه مثل اونها رفتار کردم،
به خاطر اونها بزرگترین اشتباه زندگیمو کردم وبازاونها بی وفایی می کنند ...
چیزی که ازش مطمئن هستم چو نکه قبلا به من ونیاکانم ثابت کرده اند که اونها زندگیشونو بر اساس بی وفایی بنا نهاده اند نابود خواهم شد.
پس من محبت ظاهریشونو نمی خواهم .
پس من می رم
میرم وانجامش می دم
می رم نه برای اینکه چیزی رو به کسی یا حتی به خودم ثابت کنم
می رم انجامش بدم تا همیشه به خودم بگم من درست ترین کار رو کردم حالا یا آخرش خوب تموم می شه یا بد
اما حداقلش اینه که
من مثل بقیه زیر کولر خونم نشستم تا سرنوشت به سراغم بیاد
من
میرم تا بهترین هارو برای خودم رغم بزنم شاید که بعضی از خوبها رو از دست بدم اما من برای به دست اوردن بهتر از اونها حتما ............حتما ......تلاش خواهم کرد........
شما چی ؟
+ نوشته شده توسط حافظ در دوشنبه 5 شهریور1386 و ساعت
8:45 |

